[ص 2] رساله در جواب ميرزا نعمةالله شيرازي
[ص 3]رساله در جواب ميرزا نعمةالله شيرازي
از تصنيفات سيد اجل اوحد
مرحوم حاج سيد كاظم بن سيد قاسم رشتي اعلي الله مقامه
[ص 4] بسم الله الرحمن الرحيم
سؤال كردم از جناب مستطاب عالم رباني و فاضل صمداني المؤيد بالله و المسدد من الله العالم العامل الكامل صاحب الشريعة و الطريقة و الحقيقة نخبة السادة و زبدة الاجلة حاجي سيد كاظم رشتي اقل خلق الله نعمتالله از اين حديث شريف و صورت سؤال اينست كه حديثي است در اصول كافي كه اول او اينست عن ابيعبدالله عليه السلم قال انكم لاتكونون صالحين حتي تعرفوا و لاتعرفون حتي تصدقوا الخ ، في الجمله طولي دارد البته در نظر هست بيان فرمايند مراد از ابواب اربعه چيست ؟
در جواب نوشته بودند باين نحو :
اما معني حديث شريف بدانكه صلاح يعني صالح شدن و قابل بودن از براي دخول جنت بجميع معاني ظاهريه و باطنيه و استيهال استفاضه از عالم اعلي و مرآت بودن بجهة تجليات غير متناهيه حاصل نميشود الا بمعرفت حق تعالي چه جاهل مدبر است از حق تعالي و ادبار مستلزم حصول ظلمات و انيات و جهات بعد از جانب حق سبحانه و تعالي و دخول جهنم و عذاب ابد است پس صلاح حاصل نميشود الا بمعرفت توحيد و مقامات و درجات و معرفة تنها كافي نيست در تحقق صلاح الا بعد از اقترانش بتصديق جميع آنچه از جانب حق تعالي از معرفت اوليا و انبيا و خلفاء ثابت شده هر گاه معرفت بي تصديق كفايت ميكرد در تحقق صلاح پس بايست جميع رؤساي كفر و اهل ضلالت صالحين باشند و خداوند عالم از ايشان در قرآن خبر داده يعرفون نعمة الله ثم ينكرونها و اكثرهم الكافرون و قوله تعالي يعرفونه [ص 5] كما يعرفون ابنائهم و ان فريقا منهم ليكتمون الحق و هم يعلمون و امثال اينها از آيات و روايات فوق احصا است پس آن معرفتي كه نافع است و انسان باو صالح ميشود بجهة جذب خيرات و مستأهل ميشود براي انحاء افاضات الهيه آن معرفتي است كه مقرون بتصديق باشد و تصديق هر چند در صورت ظاهريه مقتضي صلاح ظاهري است و لكن صلاح حقيقي كه موجب فتح ابواب و فيوضات الهيه باشد و كذب و صدق مدعي را ظاهر ميسازد آن تصديق مقرون به تسليم است كه از براي خود انيت و شهوت و اراده و مشيت نهبيند و مضمحل كند اراده خود را در جنب ارادة الله و مشيت خود را در جنب مشية الله پس در اينصورت تسليم كند خود را مثل ميت كه پيش دست غسال است براي خود شهوتي و مشيتي و اراده ملاحظه نكند و اين مقام فوق مقام رضاست بجهة اينكه راضي براي خود مشيتي بيند و رضا به مشيت الهيه ميشود پس خود را مشاهده ميكند و اما در مقام تسليم جز ارادة الله چيزي مشاهده نميكند و بالجمله چون مقام تسليم در او ظاهر شد علامت و دليل بر تصديق اوست و تصديق علامت و دليل معرفت است و معرفت دليل ايمان و صلاح است پس صلاح بدون معرفت متحقق نميشود و مدعي آن كاذب است و معرفت بدون تصديق تحقق نيابد و مدعي معرفت بدون تصديق كاذب است و تصديق بدون تسليم صورت نهبندد و مدعي آن كاذب است پس اين ابواب اربعه و اركان اربعه مجتمعه دليل هبوط تجليات و حصول افاضات است كه هر گاه يكي از آنها ناقص شود صلاح و اهليت خير نخواهد بهم رسانيد و اين مراتب اربعه في الحقيقه متلازمند احدي از ديگري منفك نميشود و لكن [ص 6] در عالم ظهور بحسب ادعاي اهل ضلال مختلف شده و تخلف كرده چنانچه مذكور شد لهذا امام عليه السلم فرموده كه هر يكي از اينها بدون ديگري سبب هلاك و خسران و وبال در دنيا و آخرت خواهد بود پس ابواب اربعه يكي ايمان كه از او تعبير بصلاح شده و دوم معرفت بالله و باولياء الله سيم تصديق لامر الله و چهارم تصديق بر ولي الله پس اول درجه صلاح است و آن كلمه لا اله الا الله است و دوم درجه معرفت است و آن كلمه محمد رسول الله صلي الله عليه و آله است و سيم درجه تصديق و آن علي ولي الله و الائمة من ولده اولياء الله و چهارم تسليم است و آن اوالي من والوا و اعادي من عادوا و اجانب من جانبوا و اقرار بهر يك از اين چهار بدون ديگري تحقق نهپذيرد و صورت نهبندد .
اينست صورت خط ايشان .
[ص 7]